((هدف حفظ قرآن کریم)) قرآن آموزان عزیز برای یادگیری قرآن شما باید سعی کنید که ابتداء از روی قرآن به صورت روا بخوانید .
قواعدی وجود دارد برای روخوانی قرآن و به دنبال آن روانخوانی قرآن که در طی جلساتی خدمت شما عرض خواهم کرد .
فی الواقع رو خوانی و روانخوانی پایه و درب ورود به قرآن است و بر همگان واجب است که قرآن را مخصوصا در ماه مبارک رمضان به درستی بخوانند.
در تمارینی که به شما خواهم داد حتما روخوانی و روانخوانی شما به طور چشم گیری تغییر خواهد و انشاءالله من را از دعای خیر خویش بی نصیب نگذارید .
بهره اول : غنای فرهنگی
پیغمبر اسلام ( ص ) در این باره می فرماید :
« الـقُـرآنُ غِنَیً لا فَـقرَ بَعـدَهُ وَ لا غِنَیً دُونَهُ »
قرآن ، ثروتی است که با آن فقری و بدون آن ثروتی وجود ندارد . کنز العمال : ج 1 / ص 516 / ح 2307
امام علی ( ع ) نیز ضمن تأیید غنای فرهنگی قرآن ، تأکید می کند که امت اسلام از این ثروت عظیم فرهنگی غفلت نورزند و دردهای گوناگون خود را با آن درمان کنند :
« اعلَمُوا اَنَّهُ لَیسَ عَلی اَحَدٍ بَعدَ القُرآنِ مِن فَاقَۀٍ وَ لا لأحَدٍ قَبل القُرآنِ مِن غِنیً فَاستَشفُوهُ مِن ادوائِکُم ، وَاستَعینُوا بِهِ عَلی لأوائکُم »
بدانید که کسی با داشتن قرآن ، نیازی و بدون آن ثروتی ندارد ، پس درمان دردهای خود را از آن بجوئید و برای حل مشکلاتتان از آن یاری بگیرید . نهج البلاغه : خطبه 176
با عنایت به ارزش و غنای فرهنگی قرآن ، اسلام به حامل و حافظ این کتاب آسمانی اجازه نمی دهد که کسی را ثروتمند تر از خود بداند ، هر چند او مالک همه ی ثروتهای جهان باشد . پیامبر اسلام ( ص ) در این باره می فرماید :
« لا یَنبَغی لِحامِلِ القُـرآنِ أن یَری أنَّ احَداً مِن اهلِ الارضِ اغنَی مِنهُ وَ لَو مَلَکَ الدُنیا بِرَحبِها »
سزا نیست که حافظ قرآن ، کسی از اهل زمین را از خود ثروتمندتر بپندارد ، هر چند سراسر پهنه ی گیتی را مالک باشد . بحارالانوار : ج 92 / ص 192 / ح 5
و در حدیثی دیگر می فرماید :
« مَن اعطاهُ اللهُ حَفِظَ کِتابِهِ فَظَنَّ انّ اَحَداً اُعطِیَ افضَلِ مِمّا اُعطِیَ فَقَد غَمَطَ افضَلَ النِّعمَۀِ »
هر کسی که خداوند ، حفظ کتابش را به او عطا کرده اگر گمان برد که به کسی چیزی بهتر از وی داده شده ، بزرگترین نعمت را کوچک شمرده است . کنزالعمال : ج 1 / ص518 / ح 2317
و در سخن دیگری می فرماید :
« مَن اُوتِیَ القُــرآنَ فَـظَـنَّ اَنَّ اَحَداً مِنَ النّاسِ اُوتِیَ افضَلَ مِمّا اُوتی فَـقَد عَـظَّمَ ما حَـقَّـرَاللهُ وَ حَـقَّـرَ ما عَظَّمَ اللهُ »
اگر کسی که به وی قرآن داده شده ، گمان برد که به کسی چیزی بهتر از وی داده شده ، بی گمان آنچه را خـداوند کوچک داشته ، بزرگ دانسته و آنچه را خداوند بزرگ داشته ، کوچک شمرده است . الکافی : ج2 / ص604 /ح 5هره دوم : جوان ماندن نیروی عقل
نیروی عقل و اداراک انسان مانند سایر قوای او به طور طبیعی در سنین پیری کاهش پیدا می کند و برخی از مردم در سالهای پایانی زندگی ، حافظه ی خود را به طور کلی از دست می دهند و از اداراکات عقلی بی بهره می شوند . قرآن کریم در این باره می فرماید :
« وَ مِنکُم مَن یُـرَدُّ الی اَرذَلِ العُـمُـرِ لِکَی لا یَـعلَـمَ بَـعدَ عِلمٍ شَیئاً »
برخی از شما به سنین بالای عمر می رسند تا آنجا که پس از آگاهی ، چیزی نخواهند دانست . سوره نحل آیه 70
از امام صادق ( ع ) روایت شده است که می فرماید :
« یَزیدُ عَـقلُ الرَّجُلِ بَـعدَ الاربَـعینَ اِلی خَمسِـینَ وَ سِتّـینَ ثُـمَّ یَنـقُصُ عَـقلُهُ بَعدَ ذلِکَ »
عقل انسان پس از چهل سالگی تا پنجاه سالگی و شصت سالگی افزایش می یابد و سپس کاستی می گیرد . الاختصاص : ص 244
اما نکته ی قابل توجه این است که این قانون ، عام و شامل همه ی مردم نیست ، برخی در سنین پیری نه تنها دچار ناتوانی قوای ادراکی نمی شوند بلــکه نیروی عقل آنان افــزایش پیدا می کند و جوان تر می گردد .
امام علی ( ع ) در اشــاره به این نکته می فرماید :
« اذا شابَ العاقِلُ شَبَّ عَـقلُـهُ ، اذا شابَ الجاهِلُ شَبَّ جَـهلُهُ »
هنگامی که عاقل پیر می گردد ، عقلش جوان می شود و هنگامی که جاهل پیر می گردد ، جهلش جوان می شود . غررالحکم : ج3 /ص192 /ح4169
امام باقر ( ص ) نیز در این باره می فرماید :
« انّ الـرَّجُلَ اذا کَـبُـرَ ........... ثَبَتَ عَـقلُهُ و استَحکَمَ رأیُهُ وَ قَـلَّ جَـهلُهُ »
هنگامی که سن انسان زیاد می شود ، عقلش پایدار و رأیش استوار و جهلش اندک می گردد . من لا یحضره الفقیه : ج 3 / ص 468 / ح 4621
همانطور که در روایات نخــست اشاره شد ، جوان شـدن قوای ادراکی در ایام پیری مستــند به عواملی است که دانش بشری می تواند آنها را کشف تا با رعایت آنــها از پیری و فرســودگی عقل پیشگیری شود . این عــوامل را در بند دوم از فصل دوم « رازهای حفظ قرآن » مورد بررسی قرار خواهیم داد ، دراینجا هدف از بیان این مقدمه نقل سخنی از پیامبر اسلام ( ص ) در باره ی نقش حفظ قرآن کریم در تداوم نعمت نیروی عقل است ، متن حدیث چنین است :
« مَن جَـمَعَ القُـرآنَ ، مَـتَّـعَهُ اللهُ بِعَــقلِهِ حَتّی یَمُـوتَ »
آن که قرآن را گرد آورد ، خداوند تا هنگام مرگش وی را از عقلش بهره مند می دارد . العلل المتناهیۀ : ج1/ ص107 /ح155
حفظ قرآن یکی از بارزترین مصادیق جمع و گردآوری قرآن است ، حافظ قرآن در واقع ، آیات نورانی الهی را در ذهن و روح خود جمع کرده و یکی از برکات این عمل ، تداوم نیروی عقل تا هنگام مرگ است . این سخن در کنار سایر سخنانی که از معصومین در باره ی نقش قرائت قرآن در جوان ماندن و بالندگی قدرت حافظه نقل شده ، کاشف از نقش مؤثر و بی بدیل حفظ قرآن در کنار سایر عوامل تقویت حافظه در جوان ماندن و بالندگی نیروی عقل است هره سوم : سعادت در زندگی
یکی از برکتهای بزرگ بهره گیری از سرمایه ی عظیم فرهنگی قرآن ، کامیابی در زندگی است . قرآن ، بهترین راهِ خوب زندگی کردن و کامیابی در زندگی را به انسان نشان می دهد .
« اِنَّ هـذَا القُــرآنَ یَـهدِی لِلَّـتی هِیَ اَقــوَمُ »
بی گمان این قرآن به استوارترین راهها هدایت می کند . سوره اسراء : آیه 9
حافظان قرآن بهتر از دیگران با راههای کامیابی در زندگی آشنا هستند و بیش از دیگران امکان بهره وری از این ثروت گرانبها را دارند . راههای کامیابی از نظر قرآن چیزی جز کارهای شایسته نیست ، از نظر این کتاب آسمانی ، هر کاری از کارهای نیکو ، در واقع راهی به سوی رستگاری و سعادت و کامیابی مادی و معنوی است :
« مَن عَمِلَ صَالِحاً مِن ذَکَرٍ اَو اُنثی وَ هُوَ مُـؤمِنٌ فَلَنُـحییَنَّهُ حَیاۀً طَیِّـبَۀً وَ لَنَجـزِیَنَّـهُم اجـرَهُم بِاَحسَنِ ما کانُوا یَعمَلوُنَ »
هر کس کار نیــکو کند و مؤمن باشد ، خواه مرد و خــواه زن ، بی گمــان به او زندگی پاکــیزه ای می بخــشیم و پاداششان را بر پایه ی بهترین کاری که می کردند می پردازیم . سوره نسآء : آیه 134
نکته ی دقیق و قابل تأمل این که قرآن کریم ، از یک سو « عمل صالح » را موجب کامیابی در زندگی و از سوی دیگر نزدیک شدن انسان به خدا را سبب کامیابی او در دنیا و آخرت می داند و می فرماید :
« مَن کانَ یُـریدُ ثَـوابَ الـدُّنیا فَعِـندَ اللهِ ثَوابَ الـدُّنیا وَ الاخِرَۀِ »
آن که پاداش دنیوی را می خواهد ، پس بداند : پاداش دنیوی و اخروی نزد خداوند است . سوره نحل : آیه 97
این آیه به طالبان کامیابی در دنیا توصیه می کند که به آفریدگار خود نزدیک شوند که در این صورت افزون بر کامیابی موقت و زودگذر دنیا ، کامیابی همیشگی و جاوید آنان در آخرت نیز تأمین خواهد شد . بدین سان از جمع بندی رهنمودهای قرآن در باره ی راههای کامیابی انسان در زندگی به این نتیجه می توان دست یافت که قرآن کتاب زندگی است ، این کتاب آسمانی راه و رسم زندگی برتر را « عمل صالح » می داند و هر چه انسان در زندگی بهتر کارکند و کار نیکوتری ارائه نماید ، به آفریدگار هستی که مبدأ کامیابی ها است نزدیک تر می شود و کامیابی او در زندگی افزایش و تداوم خواهد یافت .ره چهارم : درجات معنوی
از دیدگاه اسلام ، حمل و حفظ قرآن یکی از معیارهای ارزشیابی مقامات معنوی انسان است . دل کسی که به کلی از نور قرآن خالی است از مقامات معنــوی بهره ای ندارد ، چنین دلی در کلام پیــامبر اسلام ( ص ) به خانه ای ویران تشبیه شده است :
« انّ الَّذی لَََیسَ فی جَــوفِـهِ شَیءٌ مِنَ القُــرآنِ کالبَیتِ الخَــرِبِ »
بی گمان آن که در درونش چیزی از قرآن نیست مانند خانه ی ویران است . سنن البرمذی : ج5/ ص177 / ح2913
هر چه آشنائی و انس انسان با قرآن افزایش یابد ، قلب او نورانی تر و آبادتر و موقعیت معنوی او افزون تر می گردد ، از این رو پیغمبر اسلام ( ص ) پس از پایان جنگ احد در باره ی معیار برتری شهدا فرمود :
« اُنظُرُوا اَکثَرَهُم جَمعاً لِلقُــرآنِ فَاجعَـلُوهُ امامَ صاحِـبِهِ فِی القَــبرِ »
بنگرید هر یک از آنان که بیش از دیگران قرآن را حفظ دارد ، پیشتر از بقیه در قبر قرار دهید . کنزالعمال : ج10/ص380/ح29890
عنوانهائی مانند : پرچمداران اسلام ، بزرگان امت اسلامی ، آموزگاران کلام خدا ، کسانی که رحمت و نور الهی آنان را فرا گرفته و عارفان اهل بهشت ، به جایگاه بزرگ معنوی حاملان و حافظان قرآن ، اشاره دارد . مقامات اهل بهشت با مقیاس آشنائی و شناخت آنان از قرآن سنجیده می شود ، در این باره از پیامبر اسلام (ص ) روایت شده است که می فرماید :
« عَــدَدُ دُرَجِ الجَــنَّۀِ عَـدَدُ آی القُـــرآنِ ، فَــإذا دَخَلَ صاحِبُ القُــرآنِ الجَــنَّۀَ قِیلَ لَهُ : إقرَأ وارقَ لِــکُلِّ آیَۀٍ دَرَجَــۀً ، فَلا تَــکُونُ فَـوقَ حَافِظِ القُــرآنِ دَرَجَــۀٌ »
درجات بهشت ، به عدد آیات قرآن است ، هنگامی که حافظ قرآن وارد بهشت می شود به او گفته می شود بخوان و برای هر آیه ، یک درجه بالا برو ، پس بالاتر از حافظ قرآن درجه ای نیست . جامع الاحادیث للقمی : ص 100
شکی نیست که مقاماتی که بدان اشارات رفت برای همه ی حاملان و حافظان قرآن نیست ، که در حدیثی از رسول گرامی اسلام ( ص ) آمده است :
« لَیسَ القُــرآنُ بِالتِّـــلاوَۀِ و لا العِــلمُ بِالــرِّوایَۀِ وَ لـکِنَّ القُــرآنِ بِالهِــدایَۀِ وَ العِــلمَ بِالـدّرایَۀِ »
نه قرآن به تلاوت است و نه دانش به روایت ، بلکه قرآن به هدایت است و دانش به فهم و درایت . کنزالعمال : ج1/ص550/ح2462
و نیز از آن حضرت ورایت شده :
« رُبَّ تالِ القُـــرآنِ وَالقُــرآنُ یَلعَنُــهُ »
بسی تلاوت کننده ی قرآن که قرآن لعنتش می کند . بحارالانوار : ج92/ص184/ح19
بلکه مقاماتی که شرح آن گذشت ویژه ی حافظانی است که عامل به قرآن نیز باشند ، در برخی از روایات به این نکته تصریح شده است ، امام صادق (ع ) می فرمایند :
« اَلحافِظُ لِلقُــرآنِ العَــامِلُ بِهِ مَـعَ السَّــفَـرَۀِ الــکِـرامِ البَــرَرَۀِ »
حافظ قرآن که عامل به آن است با سفیران والامقام نیکوکار است . الکافی : ج2/ص603/ح2
اما نکته ی قابل توجه این است که اندیشه ی عمل به قرآن نباید انسان را از تلاش برای حفظ این کتاب نورانی باز دارد ، از این رو هنگامی که ابوذر به پیامبر اسلام (ص ) عرض کرد : یا رسول الله ! من می ترسم قرآن را یاد بگیرم و به آن عمل نکنم ؟ آن حضرت در پاسخ فرمود :
« لا یُـعَذِّبُ اللهُ قَــلباً اسکَنَــهُ القُـرآنَ »
خداوند قلبی که قرآن را در آن جای داده است عذاب نمی کند . جامع الاخبار : ص 130/ح 258
امام علی (ع ) نیز می فرماید :
« اقــرَؤُوا القُــرآنَ وَاستَـظهَروُهُ فَــاِنَّ اللهَ تَعَالی لا یُـعَذِّبُ قَــلباً وَعاهُ القُــرآنُ »
قرآن بخوانید و حفظش کنید که خداوند متعال ، قلبی که قرآن کریم ، آن را فرا گرفته است عذاب نمی کند . جامع الاخبار : ص 115/ ح 205
بی تردید مقصود این روایات این نیست که از برکردن قرآن ، بدون عمل به آن ، مانع کیفر الهی می گردد بلکه اشاره به این است که حفظ قرآن سبب توفیق عمل به آن نیز می گردد ، بنا بر این نباید کسی با این بهانه که می ترسم قرآن را حفظ کنم ولی بدان عمل نکنم ، خود را از برکتهای حفظ قرآن محروم بدارد. درس پنجم:
علامتهای قرآن را به ۶ دسته تقسیم می کنیم:
۱- حرکات: فتحه - کسره - ضمه ۲- حروف مدی: الف مدی – یاء مدی – واومدی ۳- سکون ۴- تشدید ۵- مدّ ۶- تنوین.
فتحه: (فتح یعنی گشودن) چون در هنگام تلفظ حروفی که _َ دارد لبها ازهم باز می شود به این حرکت فتحه می گویند.
مثال: یَ تَ کَ شَ نَ
نکته: به حرف دارای حرکت فتحه(( مفتوح )) میگویند.
کسره: (کسر یعنی شکستن) چون در هنگام تلفظ حروفی که کسره دارد لبها حالت شکستن به خود می گیرد به این حرکت کسره می گویند.
مثال: طِ بِ
نکته 1: حرف دارای کسره را ((مکسور))می گویند.
نکته2: در عربی بر خلاف فارسی صدای کسره متمایل به ((یاء)) می باشد. شبیه ((ای)) اما با کشش کمتر.
ضمه: وقتی حرفی را با این حرکت می خوانیم لبها به هم پیوسته و غنچه می شود .
مثال: تُ بُ رُ
نکته 1: حرف دارای ضمه را ((مضموم)) می گویند.
نکته 2: درعربی صدای ضمه متمایل به ((واو)) می باشد.شبیه صدای ((او)) اما با کشش کمتر**
برچسبها: